تبليغاتX
قـــــــــــرار شـــــــــبانه

قـــــــــــرار شـــــــــبانه
تقدیم به گل وجودی حضرت عشق...


 

سالها  پیش از این

زیر یک سنگ گوشه  ای از زمین

من فقط یک کمی خاک بودم

یک کمی خاک که دعایش پر زدن آن سوی پرده ی آسمان بود

خاک هرشب دعا کرد

از ته دل خدا را  صدا کرد

یک شب آخر دعایش اثر کرد

یک فرشته تمام زمین را خبر کرد

و خدا تکه ای خاک برداشت

آسمان را در آن کاشت

خاک را توی دستان خود ورز داد

روح خود را به او قرض داد

خاک توی دست خدا نور شد

پر گرفت و از زمین دور شد

راستی من همان خاک خوشبخت

من همان نور هستم؟

پس چرا گاهی اوقات

این همه از خدا دور هستم

 

یادش بخیر سال قبل درست همین موقع مشهد بودم

و ۳/۲/۸۷ شد بهترین روز زندگیم

"این روز مقدس یادش بخیر"

+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/02/03 11:6 توسط ســــارا |