تبليغاتX
قـــــــــــرار شـــــــــبانه

قـــــــــــرار شـــــــــبانه
تقدیم به گل وجودی حضرت عشق...


200 خودروماکسیما،200 خودرو پژو 206،یک صد خودرو پراید،یک صد کمک هزینه حج عمره،هزاران سکه بهار آزادی و ده ها هزار جایزه ی نقدی دیگر.جوایز قرعه کشی حسابهای قرض الحسنه ی بانک...مهلت افتتاح حساب یا تکمیل موجودی تا...

ببینیم ،به نظر شما پس از اعلام جوایز بانک و دعوت مردم به افتتاح حساب،شما ذوق زده نم شید تا هر چه زودتر یه حساب توی اون بانک باز کنید؟یا یه کم ریز تر بشیم،اگه یه نفر،سینی شکلات و شیرشنی به مردم تعارف بزنه و هیچ کس تحویل نگیره،ناراحت نمی شه؟حالا اگه طرف،یه آدم متشخص و بزرگی باشه،چی؟شما چه بر خوردی دارین؟

آهای !بروبچه های رمضان !خدا در ماه بندگان خودش ،حسابی سینی خلقت و جایزه ی خودش رو جلوی آدما گرفته و تا بخواهید از ما دعوت کرده.یه دعوت ویژه با کلی مزایا:"هر چی بخوواهید من می بخشم.سفره ی کرم و نعمتم را جلوی شما پرت کردم،بفرمایید!تعارف نکنید!خوابتون ثوابه، نفسهاتون عبادته،قرآن تون ...یه آیه قرآن که بخونید ثواب یک ختم قرآن رو می برید. هر شب هزاران نفر رو از آتش آزاد می کنند.راستی،شب قدر...دست های شیطان را هم می بندند تا مزاحمتون نشه.فرصت طلایی واستون گذاشتم.مهلت افتتاح حساب یا تکمیل موجودی ایمان تا عید فطر.اما هر چه زئدتر،امتیاز بیشتر"

بزرگترین بی ادبی،آن وقتی است که بچه ها دعوت کبریای خدا رو نشنیده بگیرند و از او چزی نخواهند.بیشترین بی اعتنایی وقتی است که کسی به این مهربانی پر زرق و برق خــــدا توجهی نکند. دعا و عبادت و قرآن نداشته باشد.

کی جرأت داره دست رد به سینه ی خــــدا بزنه؟کی می تونه؟حالا آدم می فهمه چرا پس از "ادعونی استجب لکم"لحن آیه نامهربان می شه:"و کسانی که نسبت به عبادت من تکبر بورزند،آنها را با خواری داخل جهنم می کنم "،. چرا پیامبر به ابوذر فرمود:رمضان چنین است و چنین ...اما ماه سختی است ها!!!

ما می تونیم اگه عاشق نیستیم ،لااقل با ادب باشیم...

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/06/20 15:52 توسط ســــارا |


تو خدای منی و منم همون بنده ی تو

اومده پیش تو سربه زیر و شرمنده ی تو

دست من خالی و کاسه ی گدایی پیش روم

رو نگردون از من و بخر تو امشب آبروم

می دونم که این دفه ام رومو زمین نمی رنی

آبرومو می خری خریدار اشک منی

هستی مو ازم بگیر گریه هامو ازم نگیر

حرف زدن با تو و حال دعامو ازم نگیر

با تو سامون می گیرم بذار پریشونت باشم

طعم عشقو بچشم با تو و مجنونت باشم

یه مژه نگاه تو مجنون و لیلا می کنه

لیلا رو مجنون و آواره ی صحرا می کنه

تو خدایی و منم بنده ی شرمنده ی تو

اونی که یادش می ره باید باشه بنده ی تو

دست من خالی و کاسه ی گدایی پیش روم

عمرمو گدایی پیش این و اون کرده حروم

قد ارزن نمی ارزن همه ی عبادتام

من و دست خالی و آرزوها و حسرتام...

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/06/12 14:32 توسط ســــارا |